خرید بک لینک

منطقیاش این بود که قوی باشم، همانطور که تا لحظهی آخر قوی بودم. اما درست در همان لحظهی آخر، همان لحظهای که مامان مرا محکم به خودش فشرد و گفت مواظب خودت باش، درست توی همان لحظه چشمانم پر از آب شد. بعد آب هایش دانهدانه ریخت پایین و تمام بایبای کردنهای مرا اشکی کرد...

برچسب: نویسنده: پرهام حسنی تاريخ: شنبه 29 مهر 1396 ساعت: 14:29

صفحه بندی