خرید بک لینک


کاری به کار دنیا نداشتم. همهاش پی زندگی خودم بودم؛ پی دودوتا چهارتای دانش آموزی. اصلا به من چه که دنیا داشت به هم میریخت یا نه؟ به من چه که حسن یوسف مامان روزی چند لیوان آب میخواست؟ من فقط یک دانش آموز دبیرستانی لاغرو بودم که صبحها به مدرسه میرفتم و ظهرها با شانههایی خسته از سنگینی کولهپشتی به خانه برمیگشتم.
ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام حسنی تاريخ: سه شنبه 3 بهمن 1396 ساعت: 22:44

صفحه بندی