خرید بک لینک

چه خبر است این روزها؟ چرا همهمان دست به دست هم دادهایم که گند بزنیم توی دنیا؟ چرا هی دل میشکنیم؟ چرا جواب خوبی را با دلشکستن میدهیم؟ چرا اخموییم؟ چرا رفتهایم روی حالت «سینکنندهٔ جوابندهنده»؟ چرا لبخند یادمان رفته؟ مهربانی کو؟ برای هم قدم برداشتن کو؟ هوای دل همدیگر را داشتن کو؟!

میدانم بدبختی و گرانی و بیکاری و هزار دلیل دیگر فشار آورده، میدانم که دو قلم جنس میخری میشود پنجاه هزار تومان، میدانم که مشترک مورد نظر در دسترس نیست و هزاران دلیل دیگر اما... واقعیت این است که حق نداریم حالبدیهای خودمان را بریزیم بر سر همدیگر، حق نداریم خودخواه باشیم و چون حالمان خوب نیست باهم درست رفتار نکنیم. حق نداریم چون دیشب با خواهرمان بحثمان شد یا جواب رد از کسی شنیدهایم، فردا در خیابان هی بوق بزنیم و به در و دیوار فحش بدهیم.

بس است! بیایید این بازی کثیف را تمام کنیم، بیایید اگر دنیا دوستمان ندارد ما همدیگر را دوست داشته باشیم، بیایید به هم لبخند و حال خوب هدیه دهیم با کوچکترین کارها؛ مثلا در یک ظهر نسبتا سرد آذرماه، با کتاب و جوراب راهراه زنبوری برویم دم در خوابگاه دوستمان، تولدش را تبریک بگوییم و لحظهٔ شکفتن صورتش و بغل محکمش را تا ابد در یادخانهٔ ذهنمان با یک لبخند نگه داریم.

ساختن حال خوب به همین آسانی است اما دریغ که از هم دریغ می کنیم.

برچسب: نویسنده: پرهام حسنی تاريخ: پنجشنبه 22 آذر 1397 ساعت: 2:06

صفحه بندی