من بیش از این نفس کشیدن در هوای بدون شما را تاب نیاوردم. نمیدانید؛ اصلا نمیدانید شما را نداشتن چه بلای استخوانسوزی است! اصلا نمیدانید دلتنگیهای شبانه چجور میتواند آدم را از پا دربیاورد. اصلا نمیدانید که جانِ مناید شماها، جانِ من... جگرگوشههای من، حالتان خوب است؟ :)
عکس: امیرعلی.ق
برچسب:
نویسنده: پرهام حسنی