شبم تو خواب و کابوس دیر کردن و مداد نبردن سر جلسه و اینطور خوابایی گذشت. با صدای اذان بلند شدم. خوبم. آروووومِ آرومممم. کامنتاتون آرومم می کنه. همۀ کامنتایی که دیشب فرستادین جوابش کلی قلبه! من تمام سعیمو می کنم. چشم. سربلندت می کنم. چشم. موفق میشم. چشم. باید اینطور بشه. نه؟ بیشتراتون وقتی این پستو می خونین که من سر جلسه ام. برام مهمه. کنکور نه! ادبیات چرا... پس دعام کنین. البته دعا کردین دیگه من خیلی پرروئم هی میگم دعا کنین دعا کنین :))) فعلااااا
برچسب:
نویسنده: پرهام حسنی