شما روز قبل کنکورتون رو چطور گذروندید؟ :)
[حریر: معمولی تر از هر روز دیگه ای. صبح رفتم بازار و خوراکی و پسته و... خریدم و مغزم از شدت گرمای هوا آب پز شد! صورتم تا دو ساعت مثل لبو قرمز بود :| بعدازظهرش عادی گذشت و کمی خوابیدم. بعد رفتم خونۀ عمه تا حداقل امروز یه کم از معمولی بودن در بیاد :| اونجا ولی یه اتفاق قشنگ افتاد. خورشید زنگ زد. حرف زدیم. کلی نکته گفت که حتی به ذهنم نمی رسید. اگه پیشم بود بغلش می کردم حتما :) عزیزم...]
برچسب:
نویسنده: پرهام حسنی