من درست در همین نقطه صاحب دوستانی هستم که میشود برای این همه لطف و مهربانیشان لبخند به لب مُرد.
این نقاشی تصور دوست عزیزی از بندۀ سرمایی و قلم به دست میباشد :))
خیلی خیلی ممنون دوست مجازی ^_^

تصور شما از حریر چیست؟ :))
پ ن1: یعنی روتون میشه تو چشای من نگاه کنین و فقط تصورتون رو بگین؟
روتون میشه نقاشیش نکنین؟ :| :))
پ ن2: بقیۀ نقاشیها هم اینجا گذاشته میشه. این داستان ادامه دارد و این صوبتا :دی
[شاهکار ر. کازیموی عزیز] [شاهکار انگلیش ونِ عزیز] [شاهکار نیلی عزیز]
[شاهکار سحرجانِ عزیز]
برچسب:
نویسنده: پرهام حسنی